دوشنبه بیست و دوم مهر 1387
جمعي از زندانيان سياسي زندان سنندج
گزارش ساليانه سازمان موسوم به "انجمن دفاع از حقوق زندانيان" در مورد وضعيت زندان هاي كشور در سال 86 پس از 6 ماه و در مهر ماه سال 87 منتشر شد. با علم به اينكه اين نوشتار قصد ندارد به نقد موشكافانه اين گزارش بپردازد اما معتقد است كه موارد ذكر شده زير به عنوان مشاهدات جمعي از زندانيان سياسي كه مدت طولاني اي در زندان سنندج به سر مي برند را از جمله مصاديق واقعي نحوه نگهداري زندانيان و آن هم در يكي از زندانهاي كشور مي داند و در سدد است تا به اينگونه ميزان تفاوت آمار و ارقام درج شده در گزارش مزبور را با اعمال فشارهايي كه در عينيت سياستهاي سازمان زندانها بر زندانيان اعمال مي شود نشان دهد.
زندان سنندج به طور كلي از 11 بند تشكيل شده است، بند 2و3 معمولا محل نگهداري معتادين و مكاني است براي تنبيه كساني كه خلاف زندان داشته يا تمرد از دستور نمايند.اين بندها به نسبت وضعيت مناسبي دارد و به اصطلاح ،جرم هاي سبك در آن نگهداري مي شوند. بند 5 معمولا محل نگهداري جرم هاي سنگين و كساني است كه مرتكب قتل شده اند. زندانيان كم سن وسال در بند 6 كه معروف به بند جوانان است به سر مي برند. قرنطينه بند 7 و مختص به كساني است كه تازه وارد زندان مي شوند و بايد مدتي را در آنجا به سر برند كه وضعيتي به مراتب دهشناك دارد. بند 8 محل نگهداري نظامياني است كه مرتكب جرمي شده اند و به بند نظام معروف است. بند 9 محل نگهداري زندانيان زن و دو بند باقي مانده نيز يكي معروف به بند پاك يك است كه به ظاهر زندانياني را در بر مي گيرد كه وضعيت سالمي داشته و بند پاك 2 كه بيشتر اتهامشان سياسي است را شامل مي شود و به بند سياسي معروف است. هر چند كه بعضي از متهمين سياسي در بند هاي ديگري كه ذكر شد نگهداري مي شوند. علاوه بر قسمت اداري چند دخمه ديگر در قسمتي از زندان وجود دارد كه معروف به انفرادي است. نبايد اينگونه تداعي شود كه شمارش اين بندها به معناي تفكيك و نگهداري زندانيان به نسبت جرم و بزه ارتكابي است. بندها معروف به عباراتي هستند كه ذكر شد اما محتواي آن تركيبي از مجرمين مختلفي است كه محل تردد آنها بجز بندهاي قرنطينه و پاك يك، مشترك و همزمان است. از مجموع اين بندها 4 بند آن به صورت سالن و مابقي از چندين اتاق تشكيل شده اند. به دليل طولاني شدن متن تنها وضعيت شكلي بند پاك 2 را به دليل اينكه به صورت سالني و محل نگهداري تهيه كنندگان نوشته است و بند 4 را به اين علت كه به صورت اتاقي و نسبت به ساير بندها و ضعيت مناسب تري دارد ذكر مي گردد. بند پاك 2 سالن مانند و حدود تقريبي آن 7 متر عرض در 17 متر طول مي باشد. در انتهاي بند نمازخانه كه يك اتاق كوچك است و سرويس بهداشتي وجود دارد. با اينكه كل موجودي تخت هاي بند، 47 تخت است در حال حاضر 92 نفر در اين بند به سر مي برند كه مابقي به صورت كف خواب در كف سالن و نمازخوانه مشغول سپري كردن دوران كيفري مي باشند. از مجموع 92 زنداني موجود در بند پاك 2، 56 نفر سياسي و مابقي جرم هايي از قبيل قتل، دزدي و چك مي باشند. براي كل 92 نفر زنداني موجود در اين بند يك دوش حمام، 3 دستشويي و 2 شير آب براي شستن ظروف و البسه وجود دارد. براي مجموع 92 نفر زنداني اين بند يك گوشي تلفن در نظر گرفته شده كه هر نفر در روز تنها 4 دقيقه فرصت مكالمه فقط با شماره هايي دارد كه توسط شخص معيني گرفته مي شود و در دفتر مخصوصي ثبت و بايگاني مي گردد. براي كل 92 نفر زنداني اين بند يك هواخوري به ابعاد 6×17 متر وجود دارد. نبايد كتمان كرد كه وضعيت مورد اشاره بند پاك 2 بهتر از ساير بندهاي زندان است و چه بسا زندانياني وجود دارند كه به خاطر انتقالشان به اين بند حاضر به چاپلوسي در برابر زندانبانان هستند و حتي پيشنهاد وقيحانه او را مبني بر كنترل رفتار زندانيان سياسي در قبال انتقال آنها به بند سياسي ها را مي پذيرند. بند 4 نيز از 6 اتاق حدودا 4×3 و يك نمازخانه در انتهاي بند تشكيل شده است و در هر اتاق 9 تخت وجود دارد كه يكي از تختها به محلي براي نگهداري ظروف و وسائل عمومي اختصاص يافته و در واقع 8 تخت آن قابل استفاده است، در نمازخانه نيز حدود 20 تخت تعبيه شده است كه در مجموع 68 تخت وجود دارد . هر چند كه ظرفيت قانوني بند 4 بر اساس تختهاي هر اتاق 48 نفر است اما در حال حاضر 125 نفر در اين بند نگه داري مي شوند در هر اتاق به صورت تقريبي 8 نفر روي تخت 5 نفر كف اتاق و 2 تا 3 نفر داخل كريدور و نماز خانه مي خوابند . جرم اين افراد از قتل و سرقت و تجاوز به عنف تا مهريه و چك و تصادف و سياسي را شامل مي شود . كل 125 زنداني موجود در بند 4 از يك دوش حمام،3 دستشويي و 3 شير آب براي شستن ظرف و لباس استفاده مي كنند . بجزء شير حمام كه سرد و گرم است شيرهاي آب موجود در دستشويي و روشويي فقط آب سرد دارد كه در فصل سرماي سنندج معمولاً زندانيان شستن لباس و صورت را با انتظاري چند روزه تا هنگام نوبت حمامشان به تاخير مي اندازند . براي كل زندانيان اين بند نيز يك گوشي تلفن وجود دارد كه مثل ساير بند ها تنها فرصت 4 دقيقه اي در روز به هر نفر جهت تماس با خانواده و آشنايان داده مي شود. اسفناكتر از كل اين موارد هوا خوري اين بند است. بند 4 و5 مشتركاً داراي يك هوا خوري مي باشد،با لحاظ كردن جمعيت حدود صد نفري زندانيا ن بند 5 به اين نتيجه مي رسيم كه حدود 225 نفر زنداني از يك هوا خوري استفاده مي كنند . مطمئناً به سختي باور خواهيد كرد اگر بخوانيد كه كل فضاي هوا خوري مشترك بند هاي 4 و 5 حدود 6 *20 متر است . ديدني تر اينكه از جمعيت 225 نفري كه در هنگام آماراجباراً به هوا خوري فرستاده مي شوند كه حدود 150 نفر سيگار به دست و به هنگام خواندن اسمشان در هنگام آمار از سر و كول همديگر بالا مي روند. بجزء بند نظام كه تازه ساخت است،وضعيت نگه داري ساير زندانيان در ساير بند ها به مراتب بدتر از اين دو بند است . هر چند كه چند دوش ديگر در حمام عمومي زندان وجود دارد اما به علت استفاده عمومي زندانيان و ترس از انتقال بيماري معمولاً كمتر ازآن استفاده مي شود كليه بند ها و قسمتهاي مختلف زندان مجهز به دوربين هاي مدار بسته و بعضي بند ها از نعمت وجود دوربين هايي با قدرت زوم بالا و شنود برخوردار است. وضعيت غذا بسيار تاسف بار و از لحاظ كمي و كيفي مطلقاً جوابگوي نيازهاي غذايي زندانيان نيست و فاقد ارزش غذايي است. دستيابي آسان زندانيان به مواد مخدر و قرص هاي روان گردان در داخل زندان به حدي است كه بعضي از زندانياني كه سالم وارد زندان شده اند به زعم خود و براي رهايي از تحمل فشار حبس به استفاده از اين مواد روي مي آورند، اين افراد جداي از تعداد فراوان مجرميني هستند كه آلوده به اين مواد وارد زندان مي شوند . عدم تفكيك جرائم و نگه داري فله اي و مخلوط زندانيان خطرات جدي و جبران ناپذير روحي و جسمي را متوجه آنان نموده است ، حتي در بعضي موارد تهديد امنيت جاني زندانيان از جانب مجرمين خطرناك ، قاتلين و اوباش در حد ضرب و شتم هاي در حد بيهوشي مشاهده شده است. نحوه مرخصي به زندانيان نامرتب و بدون برنامه و اصول خاصي است. در اين ميان مرخصي به زندانيان سياسي،حق آنها در استفاده از مواد قانوني همچون ماده 38 (عفو مشروط)، استفاده از حق قانوني تفكيك جرم و محل نگه داري مناسب ، انتقال بي مورد زندانيان سياسي از زندان عمومي به انفرادي هاي اطلاعات ، استفاده بيشتر از ملاقات حضوري با خانواده،استفاده دلخواه و مناسبتر از تلفن،نشريات و وسايل صوتي ناديده گرفته مي شود. وضعيت قضايي پرونده زندانيان و مخصوصاً متهمين سياسي حكايت از ناعدالتيهايي دارد كه خود داستان مفصل ديگري است. با اين حال سومين گزارش سازمان انجمن دفاع از حقوق زندانيان ، در حالي بعد از گذشت شش ماه از سال منتشر مي شود كه تنها مصداق زنداني در آن آقاي عمادالدين باقي و تنها زندان مورد اشاره اين گزارش جهت استناد به وضعيت و فضاي نگه داري زندانيان ، زندان اوين مي باشد. فارغ از احترامي كه به حقوق شهروندي هر شخص زنداني در هر زندان كشور قائليم بر اين باوريم كه تلاش براي ارائه گزارش از سوي نهادي كه براي خود مرجعيت قائل است، بايد در حد گستردگي 270 زندان عمومي كشور ، هزاران زندان نهادهاي امنيتي و ضابطان قضايي و 150 هزار زنداني سراسر ايران باشد. همگي نيز بر اين امر واقفيم كه زندان اوين به علت قرار داشتن در مركز كشور و احتمال در معرض بودن بازرسي هاي ناظران و خبرنگاران داخلي و خارجي بصورت دكوري درآمده و مجرمين خاصي در آنجا نگه داري مي شوند فلذا نمي تواند معيار و مقياسي مناسبي براي بقيه زندانهاي كشور باشد. آن بخش از گزارش كه معتقد است براي هر زنداني در ايران 5 متر مربع فضا در نظر گرفته شده و از اين گله دارد كه با استاندارد جهاني 10 متر مربع براي هر نفر فاصله دارد حكايت از اين دارد كه داده اي موجود اين انجمن از وضعيت زندانهاي كشور فقط مربوط به زندان اوين و منحصراً بند 350 يعني محل نگه داري آقاي عمادالدين باقي بعنوان رئيس پيشين اين سازمان است. با نهايت احترام به مقاومت و پايمردي آقاي باقي لازم به ذكر مي دانيم كه پرس و جو و تحقيقات ما جهت روشن تر نمودن ناديده گرفتن رنج و محنت ساير زندانيان در اين گزارش حاكي از آن است كه بند 350 از 6 اتاق به ابعادي در حدود 8*6 تشكيل شده است كه در هر اتاق معمولاٌ بين 3 تا 6 نفر نگه داري مي شوند داراي 2 دوش حمام 3 دستشويي و هوا خوري است. با احتساب كل اين فضا حدوداً همان عدد 5 متر مربع براي هر نفر كه در گزارش ذكر شده است به دست مي آيد . گفته صريح خانم غيرت به عنوان رئيس انجمن مزبور مبني بر اينكه بيشتر آمار و هشدارهاي ارائه شده در گزارش مربوط به گفته ها و محاسبه هاي مقامات قضايي و سايت سازمان زندانهاست دليلي بر فقر اطلاعاتي انجمن از وضعيت زندانهاي كشور ، برخورد سليقه اي گزارشات ارسال شده و نشان از انفعال و ترس اعضاء هيئت مديره از پيگيري و انعكاس واقعيتهاي موجود در زندانهاي كشور است. آقاي صالح نيكبخت سخنگوي اين انجمن وكالت چندين نفر از زندانيان سياسي در زندان سنندج را بر عهده دارد وضعيت نگه داري زندانيان در اين زندان كراراً براي او باز گو شده و دليل عدم انعكاس آن در گزارشات اين نهاد نشان غير اصيل و گزينشي بودن گزارشهاي اين سازمان در مورد وضعيت زندانهاي كشور دارد. ناديده گرفتن رنج و محنت ساير زندانيان به قيمت مطرح كردن شخص يا سازمان خاصي را به همان ميزان ناموجه مي دانيم كه تعقيب قضايي آمران و عاملان جفاي به زندانيان در زندانهاي كشور و مخصوصاً زندان سنندج را موجه ارزيابي مي كنيم.
شرف مبارزاتي و اميد به برملا شدن عيني اين موارد ضد بشري را گواه صداقت آنچه خوانديد مي دانيم و از نهاد هاي حقوق بشري داخلي و خارجي كه جرأت انعكاس واقعيتهاي موجود در زندانهاي كشور را دارند، عاجلانه دعوت مي نماييم كه بر مقامات قضايي و سياسي ايران فشار آورند تا مقدمات بازرسي كليه زندانهاي كشور،علي الخصوص زندانهاي نهادهاي امنيتي را براي آنان و خبرنگاران فراهم نمايند.
جمعي از زندانيان سياسي زندان سنندج
یکشنبه چهاردهم مهر 1387
آقای شریف: صد در صد تکذیب می کنم،
کمیته دانشجویی حمایت از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی کرد ، در خصوص انتشار نامه ای با امضای آقای شریف (وکیل پایه یک دادگتری تهران و وکیل دو دانشجوی زندانی سیاسی کرد هانا عبدی و روناک صفار زاده ) که بر رو ی برخی از سایتها منتشر شده بود و به در آن به تکذیب اعتصاب غذا پرداخته بود تماسی تلفنی را به عمل آورد تا در رابطه با ابهامات موجود شفاف سازی شود.
_ آقای شریف در را بطه با بیانیه ای در دو سایت خبری "روژهه لات 4" و "پیک نیت" مبنی بر کذب اعتصاب غذای زندانیان سیاسی کرد، آیا شما از چنین بیانیه ای که نام و شماره تلفن شما در آن درج شده، اطلاع دارید؟
من از چنین بیانه ای اصلاً خبر ندارم و آنرا صد در صد تکذیب می کنم، چنانچه در مصاحبه های قبل هم ابراز داشته ام موکلان من هانا عبدی و روناک صفار زاده از شش روز قبل در اعتصاب غذا هستند و اکنون نیز در زندان انفرادی به سر می برند و طی تماسی که با خانواده های آنان داشته ام صحت آنرا تایید کرده اند. در رابطه با دیگر اعتصاب کنندگان سیاسی و مدنی هیچ اطلاعی ندارم.
به نظر شما علت چنین برخوردی نسبت به قضیه اعتصاب غذای زندانیان چیست و چرا عده ای در رابطه با چنین اعتصاب گسترده ای به این شکل برخورد می کنند؟ نظر شما در رابطه با اقدام چنین افرادی چیست ؟
من فقط اظهار تأسف می کنم و از انگیزه آنان خبری ندارم .
شنبه سیزدهم مهر 1387
ديدار کمیته با دبير سابق دفتر تحكيم وحدت
دیدار كميته دانشجويي حمايت از اعتصاب غذاي زندانيان سياسي كرد با دبير سابق دفتر تحكيم وحدت
آقاي نقاشي كه در حال حاضر دانشجوي كارشناسي ارشد رشته حقوق دانشگاه تهران مي باشد و يكي از دبيران سابق دفتر تحكيم وحدت مي باشند در ديداري كه كميته دانشجويي حمايت از زندانيان سياسي با وي انجام داد در مورد اعتصاب غذاي اخير زندانيان سياسي كرد نظرات خود را بيان كردند.
در ابتدا آقاي نقاشي از وجود اين اعتصاب اظهار بي اطلاعي كردند كه دليل آنرا بخشي شخصي و بخش ديگر را نحوه اطلاع رساني اين اعتصاب عنوان كردند. ايشان معتقدند كه چون اطلاع رساني فضاي مطالبات مردم كرد به وسيله برخي رسانه هاي خارجي كه نسبت به آنها در داخل ايران نوعي حساسيت ويژه وجود دارد، انجام مي گيرد سبب اين بي خبري از اعتصاب غذاي زندانيان سياسي مي باشد و تا حدي موجب ناديده گرفتن ديگر حركت هاي مدني در كردستان مي شود يا كمتر جدي گرفته مي شوند.
در ادامه گفتگو با شرح 6 اصل خواسته هاي زندانيان در جواب اين سوال كه آيا با توجه به ابعاد گسترده رسانه اي اين اعتصاب، در داخل كشور و در بين نيروها و فعالين مدني، نسبت به آن كوتاهي نشده است؟ عنوان كردند كه با توجه به اينكه حاكميت سعي دارد كه مطالبات فعالين كرد را در فضايي ويژه و حساس منعكس كند و با سوق دادن و نشان دادن فعاليت هاي مدني در كردستان به نحوي راديكاليك و غيرمسالمت آميز كه اهداف براندازانه دارد نوعي ترديد و بدبيني در بين فعالين مركز نسبت به خواسته ها و حركت هاي سياسي و مدني در كردستان وجود دارد. به نظر ايشان حاكميت اين فضا را در راستاي هدف سركوبي راحت تر و داشتن پشتوانه لازم برای برخورد با فعالين مدني كرد ايجاد نموده است. اما بخش ديگر اين مساله به نظر آقاي نقاشي در وجود فضاي غيردمكراتيك در ايران است كه شرايط خفقان سياسي در ايران موجب شده كه نيروهاي فعال مدني در مركز نيز نتوانند نظر خود را بيان كنند چه برسد به اينكه نيروهاي پيراموني مانند كردها در اين فضا بتوانند حرفي براي گفتن داشته باشند.
از نظر ايشان نبود رسانه آزاد در ايران خود مشكل ديگري در اين زمينه است.نبود چنين رسانه اي موجب شده كه كردها نتوانند در مورد اهداف و مطالبات خود شفافيت زايي كنند تا به راحتي خواسته هاي آنان سوء تعبير نشود.
در مورد ماهيت اين اعتصاب و نظر خود ايشان راجع به آن، آقاي نقاشي با اشاره به قوانين داخلي و ميثاق هاي حقوق بشري مبني بر اينكه هر گونه تجمع مسالمت جويانه براي رسيدن به خواسته ها و حقوق سياسي در چهارچوب موازين حقوق بشري مشروع و بايد مورد تاييد تمام نيروهاي دمكراسي خواه باشد و اين اعتصاب غذا را نمودي از نافرماني مدني توصيف كرده و خطاب به زندانيان اظهار داشت كه بايد بر اتخاذ چنين شيوه هاي مسالمت جويانه اي تا رسيدن به خواسته هاي خود اسرار ورزند.
كميته دانشجويي دفاع از اعتصاب غذاي زندانيان سياسي كرد
پنجشنبه یازدهم مهر 1387
دیدار کمیته دانشجویی حمايت از اعتصاب غذاي زندانيان سياسي و مدني كرد باخليل بهراميان
آقاي بهرامیان وكالت دوتن از زندانيان سياسي كرد كه به اعدام محكوم شده اند را بر عهده دارند
.فرزاد كمانگر و هيوا بوتيمار از موكلين ايشان هستند.
_
آقاي بهراميان شما تا چه حد در جريان اعتصاب غذاي زندانيان سياسي كرد هستيد؟من از طريق رسانه هاي عمومي خبردار شدم كه تعدادي از زندانيان سياسي كرد در اعتراض به وضعيت بد زندان و مسائل ديگر در اعتراض هستند
._
به نظر شما از لحاظ حقوقي چه عاملي موجب شده كه اين زندانيان دست به اين اقدام بزنند؟موضوعي كه مي خواهم عنوان كنم اين نكته است كه ما در دنيا زندانيان سياسي بزرگي داشته ايم كه در نظر جمهوري اسلامي هم به عنوان قهرمانان مبارزه تلقي مي شوند.شخصي مانند "بابي ساندز" كه در تهران نيز خياباني به نام وي وجود دارد، در اعتصاب غذا جان خود را از دست داد.حالا اگر اعتصاب غذا مغاير قوانين حقوق بشراسلامي است چرا بابي ساندز بايد قهرمان شود و اين بچه ها در زندان دچار مشكلات و محكوم شوند. اين برخورد دوگانه مقامات قضايي و امنيتي جمهوري اسلامي براي من سوال است و دركش برايم سخت.من با توجه به اينكه وكيل دادگستري و حقوقدان مي باشم نه در تحليل حقوق داخلي به جواب مي رسم و نه در تحليل و مطابقت با حقوق بين الملل و اعلاميه جهاني حقوق بشر ، ميثاق هاي بين المللي و ميثاق حقوق اجتماعي و اقتصادي و حتي حقوق شهروندي كه در مجلس ششم به توصيه بسيار زياد قوه قضايي تصويب شد.نهايتا اين مساله براي من سوال است.
زنداني وقتي كه در زندان است دچار مشكلاتي است
. از پشت آن ديوارها هيچ صدايي بيرون نمي رود، زنداني در بند است، زندان يعني بند.وقتي كسي در بند است پشت آن حصارها اين فشارها را مي بيند، به طريقي به فكر رساندن صداي خود به بيرون است و دست به عمل مي زند و يكي از روش هاي عمل اعتصاب غذا مي باشد. اين اعتصاب غذا يكي و يا آخرين وسيله اي است كه زنداني بدان متوسل شده تا توجه مقامات را بسمت خود جلب كند.اين تحليل من از مساله اعتصاب غذاست. اما من هميشه در مصاحبه هاي مختلف تاكيد كرده ام كه مقامات و افرادي در دستگاه قضايي و امنيتي هستند ، بخصوص در دستگاه قضايي پليسي كشور كه ذهنيت "كرد ستيز" دارند و شايد اين زندانيان را ايراني نمي دانند. يعني كساني كه سوال مي كنند "چرا" جزء غير خودي مي شوند از جمله اين بچه های"كرد".اتهامي كه به آنها داده مي شود تجزيه طلبي است كه من به هيچ وجه قبول ندارم.اكثر كساني كه من با آنها سرو كار داشتم در مورد ايران متعصب بودند، شايد از اين آقاياني كه ادعا دارند، بيشتر ايراني باشند، بيشتر حساسيت دارند، بيشتر عرق ملي و قدرت ملي دارند. من هميشه مي گويم كه برخي ها هستند كه مريض اند. جنگ كردن و اذيت كردن را دوست دارند.اين افراد در هر نهادي كه هستند بايد مقامات قضايي آنها را معالجه كنند. متاسفانه اين افراد مسئوليت هايي را تصاحب كرده اند كه اعمالشان طبعات سوئي دارد كه تاوان آنرا خود سيستم بايد بدهد.سيستم بايد دقت كند كه اين افراد را از خودش دور كند و يا آنها را براي معالجه به بيمارستان بفرستد. نبايد سر نوشت جوانان مملكت را در دست اين افراد رها كند كه باعث شوند زيباترين دوران زندگي جوانان ما در زندان سپري شود._
به نظر شما چرا نخبگان سياسي خارج از كشور نسبت به اين مساله كم توجهي كرده و بسيار دير به انعكاس آن پرداخته اند؟ببينيد نگرش من نگرش طبقاتي است، من به طبقات اجتماعي اعتقاد دارم
. مقوله كرد، فارس، ترك،شمالي و جنوبي نيست، مقوله فقر و غناست، جنگ اينجاست.اگر كسي با زحمت و كار و تلاش آشنا باشد به طبع حساس است. اما اگر كسي كه در زندگيش مال مفت بچنگ آورده و مفت خوري كرده به طبع نبايد به اين مساله زندانيان كرد حساس باشد. اكثر بچه هاي كرد از قشر فقير و زحمتكش هستند كه خوب نبايد انتظار داشته باشيم كه يك شخص شكم باره و مفت خور حتي "كرد" كه در كردستان هم زياد هستند به اين مساله حساس شوند.اينها اكثر آدم فروش و خود فروش هستند
.اين افراد با آن بچه هاي كرد كه عرق ملي دارند، عرق انساني دارند، فرق مي كنند. بحث انسان درد كشيده كه با درد و رنج آشناست با بحث انسان مفت خور تن لش را بايد جدا كرد. استنباط من اين نيست كه اين كرد است و آن يكي شمالي، اين چيه و اون چيه. كساني كه نگرش كردستيزي يا ترك ستيزي دارند پشت اين قضيه منافع طبقاتي، شخصي و مالي خود را دنبال مي كنند . گفتم اينها يا مريضاند و مانند بچه اي كه مريض است بايد معالجه شوند و يا نه در كمال آگاهي عمل مي كنند .كساني كه در خارج از كشور هستند ساحل نشينانند:شب تاريك و بيم موج و گردابي چنين هايل كجا داند حال ما سبك بالان ساحل ها
اين سبك بالان ساحل ها همين مفت خورها هستند
. افراد درد ديده كه نيستند.هر كسي درد طبقاتي خود را مي كشد.طبقات مفت خور مي گويند چرا ما نمي آييم و به مفت خوري ادامه نمي دهيم.زحمتكشان براي اينكه چرا حقشان را نمي دهند.افرادي مانند كارگران، دانشجوها، معلمين، پزشكها، نويسنگان و نیز مانند وكلايي كه از ميان خانواده هاي پايين آمده اند و نه مفت خور.اينجا بحث طبقاتي است، مبارزه طبقاتي است، جنگ، جنگ طبقاتي است
. در انقلاب 57 هر كسي دنبال خواسته خودش رفت. يك عده اي از اين موصوع ناراحت بودند كه چرا فرضا رژيم سابق همه پول نفت را به جيب مي زد و به آنان سهمي نمي رسيد؟ وقتي كه انقلاب شد آقايون كم كم قدرت را دردست گرفتند و حالا خيلي راحت پول به جيب مي زنند و جفتك مي زنند. هيكل بزرگ مي كنند و بچه هايشان هم به همين صورت پيش ميروند. بنزهاي 250 ميليوني در يك حكومت اسلامي به بچه هاي مردم پوزخند ميزند، اين را بايد آقايان جواب دهند.كه چه شده؟ داستان چه شده؟ اسلامي كه بحث حكومت اسلامي مي كند، از عدالت و برابري دم مي زند.در اين فاجعه بزرگ طبقاتي كه يك عده مفت خور كشور را چپاول مي كنند، بچه ي كرد در زندان با بچه فارس در زندان فرقي ندارد
. بلكه همه مغازه هايي هستند تا افراد مفت خور بيشتر بتوانند چپاول كنند. مهم نيست كه چقدر از افراد كشته مي شود، تا بيشتر كشته شود اينها با خوشحالي مي گويند كه يك عده دشمنان طبقاتي از بين رفتند. اين تحليل من است.اما بايد اين مطلب را بيان كنم كه چون در ميان كردها مبارزه براي رسيدن به خواست هاي سياسي وطبقاطي بيشتر است لذا از طرف حاكميت با سركوب و فشار مضاعفي روبرو هستندو حاكميت در مورد كردها حاضر به دادن هيچ امتيازي نيست و اين دليل سركوب است
.متاسفانه بايد گفت كه ديدگاه افراد سياسي واپوزسيون خارج از كشور نسبت به مساله كردها با ديدگاه حاكميت تفاوت چنداني نمي كند._
به نظر شما يك كرد كه در اين مملكت زندگي مي كند، چگونه بايد حق و حقوق خود را بگيرد؟بايد فريادش را با طبقات خودش سر دهد
.يعني با مردم ايران كه در طيقه خود هستند و شرافتمندانه با هم زندگي مي كنند و قلبشان براي وطن و مردم خود مي تپد. من اعتقاد دارم يك وكيل دادگستري، يك پزشك و يا هر كس ديگري وقتي يك بچه اي هفت، هشت ساله درخيابان آدامس فروشي مي كند را ببيند و براي اين قرباني بدنش به لرزه نيايد اين فرد آدم نيست. ولي چنين كساني را داريم، مفت خورها را داريم. بنابراين آن بچه كرد با آن بچه شمالي، جنوبي يا غربي كه از نظر طبقات همسان هستند بايد براي گرفتن حق خود مبارزه سياسي، اجتماعي كنند.من فعلا به هيچ وجه به مبارزه مسلحانه اعتقاد ندارم. من به مبارزه سياسي اجتماعي اعتقاد دارم كه بايد جريان آنچنان ادامه پيدا كند تا آن نيروهايي كه قابليت شنيدن حرف مردم را دارند، يك روزي از خواب سنگين غفلت بيدار شوند. بايد نتيجه كار خود را اول بچشند._
راه چاره چيست؟من راه چاره را در اتحاد تمام مردم براي اجراي عدالت اسلامي و انساني و شرافتمندانه مي دانم. براي من كرد وفارس ... فرقي نمي كند.من يك وكيل هستم و ذهنيت و تحليل من طبقاتي است.نگرشم طبقاتي است. به نظر من حتي مفت خورهايي كه وكيل دادگستري هستند هم دشمن مردم هستند.پزشك همين نوعي هم همينطور. من اينها را دشمن مردم مي دانم.
_
آقاي بهراميان پيام شما براي مقامات قضايي و امنيتي كشور و سازمان های حقوق بشری چیست ؟ببينيد در حدود يكصد سال پيش انقلاب مشروطيت رخ داد به عنوان دوران گذار فئوداليسم به دوران دمكراتيك
. عداه اي از انقلاب مشروطه ضربه خوردند كه همان چپاول گرها بودند. اينها مانند يك سوسك آمدند و در تاريكي كارهاي خود را كردند و ضربه هاي خود را مردم زدند.. درانقلاب 57 نيروهاي مختلفي شركت داشتند، هر كدام با منافع خاص خودش. نيروهاي زحمت كش و رنجبر و توده هاي محروم اجتماعي در جهت بدست آوردن آزادي تلاش كردند. اما به نظر من زمينه ساز آزادي قبل از هر چيزي داشتن حداقل امكانات اقتصادي است.به استنباط من انقلاب 57 تداوم انقلاب مشروطيت بود، تا آن دمكراتيزمي كه شعار انقلاب مشروطيت بود عملي شود. جريان انقلاب به نحوي بود كه در حكومتي كه تشكيل شد باز هم گروههاي مختلفي حضور داشتند. باز هم يك گروهي پشت صحنه بود كه توانست قدرت را بدست بگيرد و جريان اجتماعي و بخصوص قضايي را به روزهاي قبل از انقلاب بر گرداند.آن گروهي كه در حال حاضر در دستگاه قضايي قدرت را در دست دارد. همين گروه هستند كه خواهان برگرداندن جريانات اجتماعي به قبل از انقلاب مشروطه بوده و آن همان محكمه هاي قبلي است. اكنون پوسته ظاهري دستگاه قضايي ما با پوسته جهاني مطابقت مي كند اما محتواي آن به قبل از مشروطه بر مي گردد و نيروهايي كه حالا دردستگاه قضايي قدرت را در دست دارند كساني هستند كه با مساله مردم ايران بيگانه هستند. مردم يك مقوله اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي است.در هر دوره اي تعريف مردم فرق مي كند. مردم در هر دوره اي طيف هاي مختلفي دارد كه با درد و رنج بسر مي برد. كساني كه دشمن مردم هستند بر منافع اقتصادي كشور چنگ انداخته اند.اقتصاد توليدي را به اقتصاد مصرفي تبديل كرده اند. دلالي ، احتكار، تخته بازي و راند بازي را بر اقتصاد ايران حاكم كرده اند. چون در چنين وضعيتي من راهكار و حتي روزنه اي براي نجات كشور نمي بينم سركوبها شديدتر خواهد شد و دستگاه قضايي همين روند را ادامه مي دهد.اما در مورد نهاد ها و سازمانهاي حقوق بشري، ببينيد من به عنوان وكيل دادگستري كه در خط مردم هستم، وظيفه وكالتي خودم را انجام مي دهم
. سازمان هاي ديگر هر كسي وظايف خود را دارد و وظايفش را بايد انجام دهد.در خواست شما از زندانيان سياسي چيست؟
انتظاري كه من از نيروهاي بالنده اجتماعي دارم اين است كه به هيچ وجه تن به رذالت، خود فروشي و آدم فروشي ندهند
. من زندگي را در محتوا نگاه مي كنم نه در پول، امكان دارد كسي 10 سال زندگي كند و بالنده زندگي كند و كسي ديگر 120 سال چرت زندگي كند. من انتظار دارم هر كسي شخصيت و انسانيت خود را حفظ كند. ذهنش جز خدمت گزاري به مردم زحمتكش نباشد. من حالا كلي حرف مي زنم، از نظر من فرقي ندارد كه اين انسان زنداني سياسي باشد يا هر كس ديگر. در خاتمه من شعري را كه در مراسم سوگند وكالتم خواندم و به عنوان قسم خودم است را مي خوانم. شعر از شاعر انقلابي مجارستاني "شاندره پتوفي" است با اين مضمون:عشق و آزادي، اين دو را مي خواهم
جانم را فدا مي كنم در راه عشقم
عشقم را در راه
آزادي
با تشكر از اينكه وقت خود را در اختيار ما گذاشتيد
.كميته دانشجويي دفاع از اعتصاب غذاي زندانيان سياسي و مدني كرد
سه شنبه نهم مهر 1387
دیدار کمیته با خانم نصرین ستوده
مصاحبه كميته دانشجويي حمايت از اعتصاب غذاي زندانيان سياسي ومدني كرد در ديدار با خانم نسرين ستوده
(نسرين ستوده از فعالين حقوق بشر وزنان در حال حاضر وكيل دادگستري مي باشد،و سابقه وكالت چند تن از زندانيان سياسي كرد را دارند)……
ـ خانم نسرين ستوده شما راجع به اعتصاب غذاي زندانيان سياسي كرد تا چه اندازه در جريان هستيد؟
طبق اطلاعاتي كه بنده از طريق روزنامه نگاران وخبر نگاران كسب كردهام،از 36روز پيش هموطنان كرد ما بدليل فشارهاي بيش از حدي كه در زندان بر آنان تحميل شده است در اعتصاب غذا بسر ميبرند .اما عدم اطلاع بسياري از فعالان مدني از اين اعتصاب غذا كه زمان طولاني از آن ميگذرد متوجه رسانههايي است كه وظيفه اين اطلاع رساني را داشته اند، در جامعهاي كه تبادل اطلاعات در آن بصورت آزاد انجام نميگيرد وجود چنين نقاط غير شفافي دور از انتظار نيست.
ـ نظر شما بعنوان يكي از وكلاي مطرح ايران از جنبه حقوق مدني ايران (به لحاظ اخص) وحقوق بشري( به لحاظ اعم) راجع به اعتصاب غذاي زندانيان سياسي چيست؟
از لحاظ حقوقي افراد در انتخاب روش اعتراضي مدني خود مختارند مع هذه هيچ يك از فعالان حقوق بشر به معترضان مدني روش اعتصاب غذا را توصيه نمي كنند اما در عين حال اين جانب به نقل از خانم شيرين عبادي ياد آوري ميكنم كه اگر اعتصاب غذا روشي محكوم و مضموم است چگونه است كه يكي از خيابانهاي تهران بنام بابي ساندز شخصي كه در اثر اعتصاب غذا جانش را از دست داد نامگذاري شدهاست .بنابر اين ضمن آنكه اساسا افراد در انتخاب نحوه اعتراض مدني خويش آزادند مع هذه همواره بهلحاظ اصول وقواعد حقوق بشري فعالان حقوق بشر توصيه به عدم اعتصاب غذا ويا شكستن آن دارند، اين جانب نيز بعنوان عضو كوچكي از جامعه حقوق بشري ايران توصيه خود را مبني بر شكستن اعتصاب غذا اعلام ميدارم.
_ رويكرد شخصي شما را نسبت به ابعاد گسترده اين اعتصاب غذا چيست؟
وچه پيامي داريد؟
آنچه كه از طرف دولت ايران بايد به آن عمل شود اين است كه هرچه زودتر به فشار عليه هموطنان كرد ما پايان داده شود.در چند پرونده اينجانب وكالت هم وطنان كرد را بر عهده داشتهام(محمد صديق كبود وند،ثريا عزيز پناه،رويا طلوعي) شاهد سختگيريهاي دور از انتظار نسبت به اين هموطنان بوده ام. اميد وارم دولت ايران با در پيش گرفتن روشهاي آشتي جويانه در واقع به شرايط دشوار هموطنان كرد ما پايان دهند.
_ خانم ستوده بنظر شما علت اين فشارها از طرف حاكميت بر روي ملت كرد چيست؟
ستوده: من در تمام پروندههايي كه وكالت اين عزيزان را برعهده داشتهام متوجه دليل اين سختگيريها نشدهام زيرا كه تمامي اين موكلان من با در پيش گرفتن روشهاي مصالمت آميز سعي در اعلام اعتراض مدنيشان داشتهاند اما متاسفانه با واكنشهاي سختي از طرف حاكميت روبرو شده اند.
_با تشكر فراوان از شما